غدیر واقعه ای است لایق لقب قرآنی! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پی در پی قرآن، تار و پود خطابه اش آمیخته با آیات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که این همه واقعه ای در سایه سار قرآن را برای ما ترسیم می کند.
کجای تاریخ اسلام را سراغ دارید که در یک ماه بیش از دویست آیه قرآن در فراز و نشیب یک ماجرا نازل شده باشد یا مورد استناد قرار گرفته باشد؛ و یا کدام خطابه را سراغ دارید که بیش از صد آیه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.
کدام برنامه اسلام را می شناسید که دو آیه بسیار مهم قرآن مستقیما و صریحا معرف آن باشد: یک دستور به ابلاغ آن با: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس که با ضمانت الهی به استقبال مبلغ اعظم غدیر می آید؛ و دیگر نتیجه ابلاغ آن با الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا که امضای خالق جهان را براین ابلاغ عظیم اعلام می نماید.
اکنون ماجرای سفر یک ماهه ای پیش روی شماست که در مرحله به مرحله آن آیات قرآن نازل شده یا مورد استناد واقع شده است. آیاتی برای آماده سازی فکری مردم در راستای پذیرش و درک مسئله ولایت، آیاتی به عنوان اوامر مستقیم اعلام ولایت در غدیر، آیه هایی از قزآن خبر از توطئه های پشت پرده منافقین و شیاطین و یا به عنوان مقابله در برابر فتنه انگیزی های علنی آنان، و آیاتی به عنوان پاسخ به سوالات مردم درباره غدیر است.
سراسر خطبه یک ساعته پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر آمیخته با آیات قرآن است. چند سوره به طور کامل در متن قرآن قرائت شده و مورد استناد و تفسیر قرار گرفته است. آیاتی نیز به صراحت یا به صورت ضمنی در خطابه ی غدیر آمده که اشاره آن به آیات قرآن واضح است.
در کنار این حضور قرآن در غدیر، بیا نات مفصلی در باره عظمت قرآن و تفسیر آن و صاحبان چنین مقامی در خطبه ی غدیر به چشم می خورد.
ارتباط عمیق این آیات با اصل واقعه غدیر قابل قابل توجه است.در حالی که محور سخن در غدیر ولایت اهل بیت علیهم السلام است، اوامر خاص مربوط به آن، معرفی دوستان و دشمنان ولایت، نشان دادن مرزهای ولایت و برائت، شناخت مقام والای عصمت، همه در سایه قرآن بیان شده، و به گونه ای منسجم غدیر را از متن قرآن استخراج کرده و قرآن را در متن غدیر جای داده است.
در این نوشتار با انگیزه نشان دادن قرآنی بودن غدیر در پی اثبات این ادعا هستیم که غدیر یک ماجرای آمیخته با قرآن است و این قابل اثبات در همه فراز نشیب های ماجراست. در بخش های مختلف این نوشتار، که از مدینه آغاز می شود و تا مکه می رود و از آن جا با مراسم حج همراه می شود.
با پایان حج حرکت به سوی غدیر آغاز می شود و با رسیدن به سرزمین خم پیامبر سخنرانی مفصل خود را برگزار می کنند و سپس مراسم سه روزه غدیر آغاز می شود. وقایع متعددی در ارتباط با غدیر در این ایام رخ می دهد تا هنگام خروج از غدیر فرا می رسد. از غدیر تا مدینه وقایعی اتفاق می افتد و با وصول به مدینه هنوز ماجرا پایان نمی یابد، بلکه تا روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز غدیر در جریان است و آیات قرآن را پشتیبانی می کند.
اگر نتیجه این نوشتار این باشد که غدیر و قرآن با هم و در کنار یکدیگر مطرح شده اند. و باید هر یک را پشتیبان و مفسر یکدیگر بدانیم، تا ابد افتخار خواهیم کرد که قرآنِ عزیز در آغوش غدیریان است و غدیرِ عزیز با اهل قرآن است. اکنون هنگام آن است که از تفسیر قرآن به حقایق غدیر نهراسیم و در برابر حقیقتی که در این باره در متن تاریخ دیده می شود سر تسلیم فرود آوریم و تا ابد افتخار کنیم که قرآنِ ما با غدیر و غدیرِ ما با قرآن است.
وبلاگ جامع مهدویت
اللهم العجل لولیک الفرج
ابی نصر بَزَنْطی از یاران امام رضا علیهالسلام میگوید: «خدمت آن حضرت بودم، درحالیکه مجلس پر از جمعیت بود و با یکدیگر درباره غدیر گفتوگو میکردند. برخی از مردم این واقعه را منکر شدند.

امام فرمود: پدرم از پدرش روایت کرد که: «روز غدیر در میان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین.» سپس فرمود: «ای ابی نصر! هرجا که هستی، در این روز نزد [قبر[ امیرمؤمنان علی علیهالسلام باش. به درستی که در این روز، خداوند گناه شصت سال از مؤمنان و مسلمانان زن و مرد را میآمرزد و از آتش دوزخ آزاد میکند، چند برابر آنچه در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر آزاد کرده بود.» ایشان سپس ادامه داد: «اگر مردم ارزش این روز را میدانستند، هر آینه، فرشتگان در هر روز ده مرتبه با آنان مصافحه میکردند».
اللهم فكما جعلته عيدك الاكبر و سميته فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المسؤول (1) صل على محمد و آل محمد و اقرر به عيوننا.
«خدايا، چنانكه اين روز را بزرگترين عيد خود قرار دادى، [آن را] در آسمان روز پيمان و در زمين روز ميثاق و جمع مورد بازپرسى نام نهادى، بر محمد و آل محمد(ص) درود فرست و چشمان ما را بدان روشن فرما».
تقدير الهى بر اين قرار گرفت كه «غدير» به ابديتبپيوندد، و جلوهاى از آيات الهى و تجسمى از تاريخ جاودانه اسلام شود. گويا «بركه خم» به پاس ساليان طولانى خزانهدارى بارانهاى رحمت الهى و آبرسانى به زائران حرم، اينك بايد پايگاه ريزش كلام الهى و قله كمال دين شود. غدير ديگر بركهاى كمآب نيست كه به آبهاى سرزمين «رابغ» نيازمند باشد. بلكه در پرتو آن فروغ آسمانى، خود به چشمهسار زمزم و كوثر پيوسته، آب گواراى عدالت و پاكى از مولود كعبه و فرزند «زمزم» و «صفا» گرفته است. غدير از هنگامى كه نظارهگر جلوه زيباى وصايت و جانشينى على - عليه السلام - بر دستان پر مهر و سراسر رحمتخاتم رسولان(ص) شد، ديگر نقطهاى پست در جغرافياى جحفه نيست، پرچم عدالت علوى است كه بر بام بلند تاريخ افراشته شده است. غدير اينك بزرگترين و دلانگيزترين هديه آسمان «امامت» را به آدميان ارزانى مىدارد. بدينگونه غدير، سرزمينى مقدس شد و روز هجدهم ذىحجه بزرگترين عيد اسلامى; و چنان شد كه امام صادق - عليه السلام - در بارهاش فرمود: «و ان يوم غدير خم بين الفطر و الاضحى و الجمعة كالقمر بين الكواكب» روز غدير خم در ميان اعياد «فطر» و «قربان» و «جمعه»، بسان ماه در ميان ستارگان، مىدرخشد. (2) در اين نوشتار بر «عيدك الاكبر»، كه در دعاى روز غدير آمده است، درنگ مىكنيم; و عيد بودن اين روز بزرگ را در سنت پيامبر و عترت معصومش جويا مىشويم و مشاهده مىكنيم كه شيعه در برگزارى جشن غدير، بسان ديگر معتقدات خويش، پايبند وحى الهى و سر سپرده سنت رسول گرامى(ص) است.
عيد غدير، سنت نبوى
زنده نگهداشتن شعائر الهى رسالتى است كه مرزبانان عقيده و ايمان همواره بر آن تاكيد داشتهاند. چرا كه تقواى دلها و پاكى جانها در گرو بزرگداشت آن است، در قرآن كريم مىخوانيم: «و من يعظم شعائر القلوب فانها من تقوى القلوب». (3) جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور دايم هويتهاى فرهنگى و اصالتهاى معنوى است. رسول گرامى اسلام در اين امر پيشقدم شد و با عمل خويش راه جامعه اسلامى را روشن ساخت. يكى از دلائل عيد بودن غدير، حديث «هنئونى» است.
اين حديث در منابع اهل سنت نيز با اسناد و عبارات مختلف ذكر شده است. بزرگانى چون احمد ابنحنبل، پيشواى حنبليان، در صفحه 281، جلد چهارم مسند، و حافظ ابوجعفر محمد ابنجرير طبرى در صفحه 428 جلد سوم تفسير خويش، از اين روايتياد كردهاند در نقل حافظ ابو سعيد چنين آمده است: «ثم قال النبى(ص) هنئونى هنئونى، ان الله تعالى خصنى بالنبوة و خص اهل بيتى بالامامة;» پيامبر گرامى فرمود: به من تبريك بگوييد، به من تبريك بگوييد، زيرا خداوند مرا به پيامبرى و اهل بيتم را به امامت ممتاز ساخته است. (4)
در روايت ديگرى يكى از مورخين اهل سنت پس از ذكر حديث غدير چنين آورده است: ثم جلس رسول الله(ص) فى خيمة تخص به و امر اميرالمؤمنين(ع) ان يجلس فى خيمة اخرى و امر اطباق الناس بان يهنئوا عليا - عليها السلام -; سپس رسول گرامى(ص) در خيمه مخصوص خويش نشست و به اميرمؤمنان(ع)دستور داد كه در خيمه ديگرى بنشيند و به مردم فرمان داد تا به حضور على - عليه السلام - رسيده، به آن حضرت تبريك بگويند.
اين مورخ سپس مىنويسد: ولما فرغ الناس امر رسول الله(ص) امهات المؤمنين بان يسرن اليه و يهنئنه ففعلن; بعد از متفرق شدن مردم، پيامبر(ص) به همسران خويش دستور داد كه به سوى على - عليه السلام - رفته، به آن حضرت تبريك بگويند، آنان نيز اطاعت كردند. (5)
دليل ديگرى كه بيانگر عيد بودن روز غدير در سنت پيامبر گرامى اسلام استخطبهاى است كه اميرمؤمنان على - عليهالسلام - در روز عيد غدير ايراد كرده است.
در اينجا قسمتى از آن را، كه به وسيله يكى از غديرشناسان معاصر ترجمه شده است. مىآوريم: امام رضا(ع) از پدران خويش نقل مىكند كه در روزى از روزهاى خلافت على - عليه السلام - جمعه و غدير به يك روز افتاده بود. امام در آن روز خطبهاى عجيب خواند و توحيدى شگفت گفت. آن حضرت در بخشى از سخنان خويش چنين فرمود: «ان الله تعالى جمع لكم معشر المؤمنين فى هذا اليوم عيدين عظيمين كبيرين لا يقوم احدهما الا بصاحبه...; خداى - عزوجل - در اين روز براى شما دو عيد فراهم كرد; دو عيد بزرگ كه يكى از اين دو جز به آن ديگرى استوار نتواند بود».
سپس آن حضرت به داستان غدير اشاره فرمود و ويژگيهاى روز غدير را چنين برشمرد: ان هذا يوم عظيم الشان فيه وقع الفرج و رفعت الدرج هو يوم الايضاح و الافصاح من المقام الصراح و يوم كمال الدين و يوم العهد المعهود و يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود...; همانا امروز، روزى بس بزرگ است. در اين روز گشايش در رسيد، منزلت كسان كه شايسته بودند بلندى گرفت و برهان خدا روشن شد. آرى، امروز روز روشن كردن حق و از مقام پاك «رهبر معصوم» به صراحت و «نص» سخن گفتن است، امروز روز كامل شدن دين است، امروز روز عهد و پيمان است، امروز روز گواهى و گواهان است، امروز روز نماياندن بنيادهاى نفاق و انكار است. حضرت در آخر خطبه مىفرمايد: و اذا تلاقيتم فتصافحوا بالتسليم و تهانؤ النعمة فى هذا اليوم و ليبلغ الحاضر الغائب...
امرنى رسول الله(ص) بذلك، چون به يكديگر رسيديد، همراه سلام، مصافحه كنيد و نعمتى را كه در اين روز نصيبتان شده استبه يكديگر تبريك بگوييد. بايد اين سخنان را آن كه بود و شنيد به آن كه نبود و نشنيد برساند و بايد توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعيفان; پيامبر(ص) مرا به اين چيزها امر كرده است. (6)
اينجاست كه به اهميت اين روز تاريخى و بزرگ بيشتر واقف مىشويم; روزى خجسته و مبارك كه پيامبر(ص) به بزرگداشت آن دستور داده، آن را وظيفه همگانى نسلها برشمرده و خطابه و بزرگداشت اين روز از جانب على - عليه السلام - در همين راستاست.
معصومين و بزرگترين عيد اسلامى
امام صادق(ع) از پدران خويش نقل مىكند كه، پيامبر(ص) فرمود: «يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على ابنابيطالب علما لامتى يهتدون به من بعدى; روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است; و آن روزى است كه خدا مرا به جانشينى على - عليه السلام - دستور داد تا نشانهاى براى امت من باشدو به وسيله او هدايتشوند. (7)
در روايت ديگرى امام صادق(ع) در پاسخ اين پرسش كه آيا براى مسلمين عيدى غير از فطر و قربان هست فرمود: آرى، عيدى است كه بزرگترين و شريفترين عيدهاست و آن روزى است كه امير مؤمنان به جانشينى پيامبر منصوب شد. (8) علاوه بر اين از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: هو عيد الله الاكبر و ما بعث الله عز و جل نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم; روز غدير خم بزرگترين عيد الهى است و خداوند متعال پيامبرى را مبعوث نكرد مگر اينكه اين روز را عيد گرفت. (9)
با توجه بدين حقايق در دعا و نيايشى كه در اين روز ذكر شده است، مىخوانيم: اللهم فكما جعلته عيدك الاكبر... صل على محمد و آل محمد; خدايا، چنانكه اين روز را بزرگترين عيد خود قرار دادى، بر محمد و آل محمد درود فرست. (10)
اولياى الهى و معصومين - عليهم السلام - اين روز را پاس مىداشتند و برنامههايى براى بزرگداشت آن تدارك مىديدند، كه دو نمونه از آن را ياد آور مىشويم:
الف) مراسم اطعام از جانب امام مجتبى عليه السلاممرحوم علامه مجلسى(ره) مىنويسد: روز عيد غدير با جمعه مصادف شده بود. امام على - عليه السلام - خطبه جمعه خواند و سپس حضرت با فرزندان و شيعيانش به منزل امام حسن - عليه السلام - جهت اطعامى كه امام حسن برايشان تدارك ديده بود، رفت. (11)
ب) فياض بنمحمد بنطوسى كه به سال259 هجرى سخن مىگفت مىگويد: در يكى از سالها خدمت امام رضا - عليه السلام - رسيدم، ديدم امام رضا - عليه السلام - دوستان خويش را براى غدا خوردن نگه داشته و به خانههاى آنان نيز طعام، هديه، لباس و حتى انگشتر و كفش فرستاده است، آن بزرگوار وضعيتخدمتكاران و دوستانش را تغيير داده بودو با وسايلى، غير از آنچه در روزهاى پيشين بود، از مهمانانش پذيرايى مىكرد. (12)
چرا غدير، عيد است؟
آيات قرآن كريم و گفتار معصومين - عليهم السلام - بيانگر عظمت و جايگاه رفيع امامت در اعتقادات اسلامى است. با نگاهى به آيات غدير مىتوان بخوبى رمز عيد بودن اين روز را دريافتبخشى از اشارات قرآن كريم و معصومان در اين باره چنين است:
الف) امامت مكمل تبليغ رسالت الهى است.
به اتفاق شيعيان و به نقل بسيارى ازاهل سنت آيه شريف تبليغ جهت انتصاب على - عليه السلام - به جانشينى رسول گرامى(ص) نازل شد. اين نكته هنگامى بود كه ترس آشوب بود و احتمال تفرقهافكنى از جانب منافقين و افراد سستايمان وجود داشت. وحى الهى به همه اين نگرانيها خاتمه داد و با تاكيد بر اهميت موضوع، حفظ رسول گرامى(ص) از توطئهها را نويد داد و فرمود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس; اى پيامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان كه اگر نرسانى تبليغ رسالت و اداى وظيفه نكردهاى و خدا تو را از [آزار] مردمان محفوظ خواهد داشت. (13)
علامه امينى 30 منبع از مدارك اهل سنت را برمىشمارد كه همه آنها اين آيه را با معرفى ولايت اميرمؤمنان على - عليه السلام - در ارتباط دانستهاند. جلال الدين سيوطى شافعى در تفسير در المنثور، تفسير فخرالدين رازى شافعى در شمار اين منابع جاى دارند. (14)
نكتهاى كه از دقت در آيه، با استفاده از جمله «فما بلغت رسالته» مىتوان فهميد اين است كه امامت در حدى از منزلت است كه عدم معرفى آن با انجام ندادن وظيفه رسالت مساوى است.
ب) امامت مايه تكميل دين است
دين مجموعه قوانين الهى است كه براى اجراى آن به فردى كه بتواند با تكيه بر دو عنصر ايمان و آگاهى موجب اجراى آن شود، نياز دارد. دين كامل دينى است كه اين امر را از قبل پيشبينى كرده، براى آن برنامه داشته باشد. از اين رو وقتى كفار احساس كردند با فوت عبدالله فرزند پيامبر گرامى(ص) جانشينى براى استمرار راهش وجود ندارد آن بزرگوار را «ابتر» و كارش را ناقص قلمداد كردند. (15)
بعد از انتصاب على(ع)، اين آيه نازل مىشود و مىفرمايد «اليوم اكملت لكم دينكم» امروز دين شما را كامل كردم. (16) امامت در جهتبيان احكام تكميلكننده دين است; زيرا به مقتضاى روايتى، كه از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده و پيامبر گرامى فرمود: من شهر علم هستم و على در آن شهر. هر كه خواستار ورود به شهر حكمت استبايد از راه على(ع) واردشود. (17)
امامت در جهت اجراى صحيح برنامههاى دينى نيز تكميلكننده دين است. از اين رو پيشوايان پنجگانه اهل سنت مانند مسلم، مالك، بخارى، نسايى و ترمذى مى نويسند: وقتى طارق ابنشهاب، از اهل كتاب، در مجلس خليفه دوم گفت: اگر آيه «اكمال» در دين ما نازل مىشد آن را عيد مىگرفتيم. (18) كسى بر او خرده نگرفت و عمر با سكوت خود آن را مورد قبول قرار داد.
ج) امامت عامل ياس دشمنان اسلام است.
آيه سوم سوره مائده نيز در باره انتصاب على - عليه السلام - در غدير خم نازل شده است; «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون» امروز كافران از اينكه به دين شما دستبرد زنند و اختلالى رسانند طمع بريدند پس شما از آنان بيمناك نشويد. (19)
اين آيه نشان مىدهد كه روز تكميل دين و روز ياس و نوميدى دشمنان اسلام يكى است. علامه طباطبايى مىنويسد: صحابه و تابعان و آنها كه بعد از آنان آمدهاند، همگى اتفاق دارند كه اين دو آيه مرتبط هستند و هر يك تكميلكننده معناى ديگرى است. و اين نيست مگر بدان سبب كه هر دو با هم نازل شده، يك معنا را مىرسانند. (20)
از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه بايد اين روز را عيد شمرد; زيرا خداوند متعال چنان بدان اهميت داده است كه آن را موجب اكمال دين، تبليغ رسالت و نوميدى دشمنان اسلام دانسته است تا خود يادى از «ايام الله» باشد و فرموده است: و ذكرهم بايام الله; روزهاى خداوندى را بدانان يادآورى كن. (21)
د) امامت ضامن استمرار وحدت اسلامى است
قرآن كريم، آنجا كه از دعاى حضرت عيسى و درخواست نزول مائده آسمانى سخن به ميان مىآورد، از عيد بودن آن براى نسلهاى آينده و گذشته ياد مىكند و مىفرمايد: «اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك; پروردگارا، بر ما از آسمان مائدهاى فرست تا اين روز براى ما و كسانى كه پس از ما مىآيند عيد شود». (22)
چنانكه ملاحظه مىشود حضرت عيسى نزول اين مائده و عيد شدن آن را براى اين مىخواهد كه براى هميشه مايه افتخار و عزت جامعه دينى شود و بتواند حبلالمتين و نقطه وحدت آنان باشد; وحدتى كه يكى از علتهاى بعثت پيامبران شمرده شده است، و راز و حكمت عيد شمردن نيز در همين راستاست تا جامعه اسلامى مائده آسمانى امامت و وصايت را پاس دارند و آن را به عنوان نقطه مركزى حل اختلافات خويش بپذيرند و اين است رمز كلام باقر العلوم آل محمد (علهيم السلام) كه فرمود «و لم يناد بشىء ما نودى بالولاية يوم الغدير; در ميان احكام اسلامى هيچيك به اندازه ولايت روز غدير مهم شمرده نشده است». (23)
____________________________________________________
1- بحارالانوار (چاپ ايران)، ج 95، ص 320.
2- همان، ج 95، ص323.
3- حج، 32.
4- الغدير، ج 1، ص 274.
5- الغدير، ج 1، ص 271.
6- بحارالانوار، ج 94، ص 118.
7- همان، ص 110.
8- همان، ص 111.
9- همان، ج 95، ص303.
10- همان، ص 320; مفاتيح الجنان، اعمال روز عيد غدير.
11- همان، ج 94، ص 118.
12- همان، ص 112 و ج 95، ص 322.
13- مائده،67.
14- درالمنثور، سيوطى، دارالكتب العلمية، ج 2، ص457; تفسير فخررازى، ج 12، ص49.
15- ر.ك تفسير مجمعالبيان، ج 5، تفسير سوره كوثر;
16- مائده،3.
17- الغدير، ج6، ص 61-77.
18- الغدير، ج 1، ص283.
19- سوره مائده،3.
20- الميزان، ج 5، ص179.
21- دارالكتب العلميه»
22- ابراهيم، 5.
23- اصول كافى، ج 2، ص 21، بابدعائمالاسلام،حديث8.
سخن گفتن از عظمت و شكوه غدير، كارى نيست كه از عهده هركسبرآيد. پرداختن به موضوع پراهميتى چون غدير، تنها از كسانىشايسته است كه اين حماسه جاويد تاريخ و نقطه عطف نبوت و امامترا آفريدند.
غدير به اراده الهى صورت گرفت، با خطاب (ياايهاالرسول بلغ ماانزل اليك من ربك
پيامبر مامور تحقق عينى غدير شد و على(ع)را به عنوان ولىامر، به جهانيان معرفى كرد:
«من كنت مولاه فعلى مولاه.»
پس از اين معرفى شكوهمند، خداوند فرمود: (اليوم اكملت لكمدينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا
حادثه غدير بيانگر ارزشهاى مذكور است و روز غدير ظرف زمانىابلاغ آن. در باره اين واقعه بزرگ، عنان قلم به محور اصلى آن،علىبن ابىطالب(ع)مىسپاريم و به بازخوانى خطبه «غديريه» آنحضرت مىپردازيم.
روز بيان اراده خدا و روز ابلاغ
«فانزل الله على نبيه فى يوم الدوح مابين به عن ارادته فىخلصائه و ذى اجتبائه و امره بالبلاغ.»
خداوند در روز درختان تنومند، آنچه بيانگر ارادهاش در بارهبندگان خالص و برگزيدهاش بود، بر پيامبرش نازل كرد و به وىدستور داد آن را ابلاغ كند.
واژه «دوح» جمع دوحه به معناى درختان تنومند و بزرگ است. اين سخن درحقيقتبيانگر نشانههاى جغرافيايى و تاريخى غدير استكه مىفرمايد: آن روز زير درختان تنومند، آياتى نازل شد كه مبيناراده خدا براى بندگان خالص، مخلص و برگزيده است. آن روز كهروز هجدهم ذى الحجه بود. جبرئيل فرود آمد و آيه(ياايهاالرسولبلغ ما انزل اليك من ربك)(اى پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارتبر تو نازل شده، به مردم برسان.)را بر پيامبر(ع)نازل كرد و آنحضرت را مامور ساخت آنچه را بين خدا و پيامبر(ص)وجودداشت(ولايت على(ع» ، به مردم ابلاغ كند.
از عبارت «بلغ ما انزل اليك» معلوم مىشود پيش از آن «ولىامر» تعيين شده بود و آن روز تنها ظرف معرفى و ابلاغ بود; ونيز روشن مىشود خدا «ولى» را نصب مىكند و پيامبر(ص)تنها بهمعرفى او مىپردازد.
روز بزرگ، روز گشايش، روز تكامل...
«ان هذا يوم عظيمالشان، فيه وقع الفرج و رفعت الدرج و وضحتالحجج.»
اين روز، روزى بسيار با عظمت است. در اين روز گشايش حاصل شد،نردبان تكامل نصب و حجتها آشكار گرديد.
عظمت روز غدير، بدان جهت است كه ظرف ظهور اراده خدا و زمانابلاغ مهمترين پيام الهى است; پيامى كه ابلاغ نشدنش، رسالت راناتمام مىگذارد; «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»
روزى است كه گشايش و فرج براى اسلاميان حاصل شد و آنان كهنگران سرنوشت امت اسلام پس از پيامبر(ص)بودند، نگرانيشان برطرفگرديد. روزى كه نردبان تكامل افراشته شد. با طرح مساله امامتو معرفى على(ع)به عنوان ولى امر، دين به كمال لازم رسيد وبرهمگان اتمام حجتشد.
روز پردهبردارى از مقام امامت
«هذا يوم الايضاح و الافصاح عن المقام الصراح.»
اين روز، روز اظهار و پرده برداشتن از جايگاه پاكى وپيراستگى است.
«افصاح» به معناى اظهار كردن و مرادف با «ايضاح» است. صراحتبه معناى خالص بودن چيزى از تعلقات است و سخن صريح هماناست كه خالص از اضمار و تاويل باشد.
اما مقام «صراح» يعنى جايگاه پاكى و پيراستگى، و منظور ازآن، مقام عصمت و امامت است كه روز غدير از آن پرده بردارى شد وامام برهمگان مشخص گرديد تا ديگر بهانهاى براى منافقان ودورويان باقى نماند و نگويند: پيامبر كسى را معرفى نكرده است.
روز كامل شدن دين
«ويوم كمال الدين.»
غدير، روزى است كه دين خدا كامل شد.
كارى كه در اين روز انجام شد، چنان از اهميتبرخوردار است كهحق تعالى در شان آن فرمود:(اليوم اكملت لكم دينكم.) كارى كه نهتنها مرحله نهايى دين مرضى بود بلكه انجام نيافتنش، تبليغنكردن اصل رسالتشمرده مىشد; «فان لم تفعل... »
از اين روى، خود على(ع)نيز در جاى ديگر فرمود:
«وكمل الله دينه.» خدا دينش را تكميل كرد.
روز پيمان بستن
«ويوم العهد المعهود.»
اين روز، روز پيمان شناخته شده است.
پيامبر(ص)در روز غدير از مردم در باره سزاوارتر بودن خودچنين اعتراف گرفت:
«ياايهاالناس من اولى بالمومنين من انفسهم؟ قالوا الله ورسوله اعلم، قال ان الله مولاى و انا مولى المومنين و انا اولىبهم من انفسهم.»
اى مردم! چه كسى نسبتبه مومنان از خودشان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و پيامبرش داناترند. فرمود: خدا مولاى من است و منمولاى مومنانم و از آنها به خودشان سزاوارترم.
آنگاه از آنان اين گونه پيمان گرفت:
«فمن كنت مولاه فعلى مولاه.»
پس هركس من مولاى اويم، على مولاى اوست.
اين بخش از سخن علوى ممكن است اشاره به عهدى باشد كه در آغازآفرينش گرفته شد:
«و اخذ ربك من بنى آدم من ظهور هم ذريتهم و اشهدهم علىانفسهم الستبربكم قالوا بلى.»
به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم،ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه خويش ساخت و فرمود: آيا منپروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى.
بدين سبب، در دعاى غدير از كلام علوى مىخوانيم:
«وجددت لنا عهدك و ذكرتنا ميثاقك الماخوذ منا، فى ابتداءخلقك ايانا»
امروز عهدت را براى ما تجديد كردى و ميثاقى كه در آغاز خلقتاز ما گرفتى، دوباره يادآورى كردى.
روز شهود و حضور
«يوم الشاهد و المشهود.»
روز غدير، روز شاهد و مشهود است.
اين تعبيرى است كه قرآن كريم در باره قيامتبه كار بردهاست:(واليوم الموعود و شاهد و مشهود); سوگند به روز موعود، سوگند به شاهد و مشهود.
شاهد و مشهود در باره روز قيامتبدين معناست كه شاهد پيامبرو مشهود قيامت است. شاهد انسانها و مشهود اعمال آنان است. شاهدملائكه و مشهود قرآن استشاهد پيامبر و مشهود علىاست.
به كار بردن اين تعبير درباره روز غدير نيز مفيد همين است كهپيامبر شاهد و على مشهود است. پيامبر(ص)شهادت به ولايتعلى(ع)داد و انسانها و فرشتگان بر اين امر گواهى دادند. تاريخنيز گواهى داد كه گروهى براى نايل شدن على(ع)به مقام ولايتبدوتبريك و تهنيت گفتند; اگرچه پس از اندكى آن را ناديدهانگاشتند.
روز روشن شدن قرارها از دو رويىها
«يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود.»
روز جدا شدن قرارهاى واقعى از درويى و انكار باطنى.
غدير، روزى است كه خط حق از جريان نفاق مشخص شد. روزى كهباعثشد حاميان واقعى از مدعيان دروغين جدا شوند. على(ع)فرمود:
«وكشف خبايا اهل الريب و ضمائر اهل الارتداد، وقع الاذعان منطائفه باللسان دون حقائق الايمان و من طائفه باللسان و صدقالايمان.»
پنهانىهاى اهل شك و مخفى كارى اهل ارتداد آشكار شد. در آنروز، برخى تنها به زبان گواهى دادند و در دل نپذيرفتند; و برخىديگر به زبان اقرار كردند و بدان معتقد شدند.
روز بيان حقايق
«ويوم البيان عن حقائق الايمان.»
روزى كه حقيقت ايمان بيان گرديد.
كسانى كه تا آن روز ادعاى ايمان به خدا و اطاعت ازپيامبر(ص)داشتند، با معرفى على(ع)بدانها گفته شد: اگر مومنواقعى هستيد، بايد بدين امر نيز ايمان داشته باشيد; چرا كهپذيرش ولايت على(ع)و گردن نهادن برآن، مصداق اتم و بارز اطاعتازخدا و رسول است. خداوند مىفرمايد:
(اطيعوا الله و اطيعوا الرسول.
از خدا و پيامبر پيروى كنيد.
روز راندن شيطان
«يوم دحرالشيطان.»
روز راندن شيطان است.
«دحر» بر وزن دهر به معناى راندن استدر روز غدير، با كامل شدن دين، شيطان نيز بارديگر رانده شد. شيطان از دين كامل و حقيقت ايمان دلخوشى ندارد. او دوست داشتدين نا تمام و ابتر بماند و به كفار وعده مىداد با مرگمحمد(ص) نفس راحتى مىكشند. با واقعه غدير وسوسهها و نقشهها، نقشبرآب شد و همان گونه كه كافران مايوس و نوميد شدند، شيطان نيزمايوس و رانده شد.
امام رضا(ع)نيز فرمود:
«يوم مرغمهالشيطان.»
غدير روز به خاك ماليدن بينى شيطان است.
روز برهان
«يوم البرهان.»
قرآن كريم يهود و نصارى را كه مدعىانحصار بهشتبودند ومىگفتند: «لن يدخل الجنهالا من كان هودا او نصارى» ; هيچ كسداخل بهشت نمىشود مگر اين كه يهودى و يا نصرانى باشد. محكومكرده، آنها را به استدلال فرا مىخواند: «قل هاتوا برهانكم انكنتم صادقين» بگو: اگر شما راست مىگوييد، دليلتان را بياوريد.
روز غدير دليل حقانيت اهل ولايت و رهروان امامت است; دليل وبرهانى كه تاريخ گواه آن است، دليل ما(اهل ولاء)آن واقعه باشكوهاست و ديگران اگر مدعىاند و راست مىگويند، بايد دليل اقامهكرده و برهان بياورند.
روز داورى
«هذا يوم الفصل الذى كنتم توعدون.»
امروز، روز جدايى است كه به شما وعده داده شده است.
روز غدير، روز جدايى حق از باطل استدرحقيقت تشبيه غدير به قيامت است; به عبارت صحيحتر تاويلىاز آن استخداوند در باره قيامت مىفرمايد:
«هذا يومكم الذى كنتم توعدون.» امروز همان روز موعودشماست.
«هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذبون.»
امروز همان روز جدايى است كه آن را دروغ مىپنداشتيد.
در اين تشبيه و تاويل دو نكته وجود دارد:
1- همان گونه كه در روز قيامتحق از باطل جدا مىشود، در روزغدير نيز فرقه ناجيه كه مومنان به ولايتند و در صراط مستقيمقرار دارند. از ديگر فرقهها جدا مىشود.
2- همان گونه كه كفار و مشركان انتظار وقوع قيامت نداشتند وآن را تحقق ناپذير مىپنداشتند، دشمنان ولايت نيز انتظار چنينروزى نداشتند و تصور نمىكردند خداوند جانشينى براىپيامبر(ص)تعيين كند.
روز فرشتگان
«هذا يوم الملاء الاعلى الذى انتم عنه معرضون.»
امروز، روز فرشتگان والا مقام است كه شما از آن روى گردانيد.
اين فقره از خطبه، برگرفته از سخن خداوند است كه فرمود:(لايسمعون الى الملاء الاعلى)آنها نمىتوانند به(سخنان) فرشتگان عالمبالا گوشفرا دهند.
به كار بردن اين تعبير بيانگر آن است كه در اين روز فرشتگانخدا، به امر الهى، فرود آمدند و چنين ماموريتى را براىپيامبر(ص)آوردند. پس از آن نيز، طبق روايت رضوى، در عالمفرشتگان محفل انس برگزار شد. امام رضا(ع)فرمود: «وهو اليومالذى يامر جبرئيل ان ينصب كرسى كرامه بازاء بيت المعمور ويصعده جبرئيل و تجتمع اليه الملائكه من جميع السموات.»
و امروز، روزى است كه جبرئيل فرمان مىدهد تادر مقابل بيتالمعمور كرسى كرامت گذارده شود. و او برآن صعود مىكند وفرشتگان پيرامونش گرد مىآيند.
و نيز فرمود:
«ان يوم الغدير فى السماء اشهر منه فىالارض»
روز غدير، درآسمان اززمين مشهورتر است.
روز رهنمون
«هذا يوم الارشاد.»
امروز، روز راهنمايى است.
غدير روزى است كه خداوند به وسيله پيامبر(ص)مردم را به مسيرآيندهشان راهنمايى كرد، حقايق را گفت و ولىامر را معرفى كرد. پيامبر(ص)در پايان سخنانش چنين دعا كرد:
«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، واحب من احبه وابغض منابغضه.»
خدايا! دوستان على(ع)را دوستبدار و دشمنانش را دشمن بدار. محبوب بدار آن كه او را محبوب دارد و مبغوض بدار آن كه او رامبغوض دارد.
پيامبر(ص)بااين دعا راه ولايت و مسير حب و بغض مردم را مشخصفرمود.
روز آزمون
«و يوم محنهالعباد.»
و روز آزمون بندگان است.
محنتبه معناى آزمون است و غدير روز آزمايش بندگان. روزى كهخداوند ولى و پذيرش ولايتش را وسيله آزمون انسانها قرار داد. هركه آن را پذيرفت و بدان پاىبند بود، از بوته آزمايش سرافرازبرون آمد و هر كه آن را رد كرد، باناكامى و خسران رو به رو شد;زيرا نفى ولايت در حقيقت رها كردن رسالت و ترك توحيد است.
روز پيشاهنگان
«يوم الدليل على الرواد.»
«رواد» جمع رائد به معناى پيش قراول است. امام فرمود: غديرروز دليل بر رواد است. على(ع) كه خود از پيشگامان در ايمان واسلام است. اين روز و اين واقعه را از فضايل خود مىشمارد ومىگويد: روز غدير دليلى استبر شناخت پيشگامان، پيشگام دراسلام، پيشگام درايمان به رسالت، پيشگام در فضايل و بالاخرهپيشگام در امامت.
روز هويدا شدن نهانها
«هذا يوم ابدى خفايا الصدور و مضمرات الامور.»
روزى است كه پنهانيهاى قلوب و ناديدنىها را آشكار كرد.
در اين بخش از خطبه، دو احتمال وجود دارد; يكى گوشزد كردنمجدد جريان نفاق، دو رويى و پنهانيهاى مذموم و ديگر آشكار شدناسرار و پنهانيهاى ممدوح. يعنى روزى كه خداوند راز ميان خود وپيامبرش را آشكار كرد. در آن روز پيامبر(ص)سرى را كه خداوند دردرون قلبش به وديعت نهاده بود و از افشاى آن بيمناك بود، آشكاركرد.
روز شناسايى خاصان
«هذايوم النصوص على اهل الخصوص.»
روزى كه به صراحتبه معرفى خاصان اقدام شد.
پيامبر مكرم اسلام(ص)، از آغاز بعثت تا حجهالوداع، بارها بااشاره و كنايه به معرفى على(ع)پرداخته بود. درجريان غدير، بدونهيچ پرده پوشى و به دور از هرگونه كنايه و اشاره، با صراحتتمام به معرفى على(ع)به عنوان ولى امر پرداخت و راه هرگونهتوجيه را بست; چرا كه فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه»
از اين رو، امام فرمود: غدير روز تنصيص است. روز معرفىخاصان(مخصوصان به امامت)با سخن صريح است.
روز انبيا و اوصيا
«هذا يوم شيث، هذا يوم ادريس و هذا يوم يوشع و هذا يومشمعون.»
امروز، روز شيث، ادريس، يوشع و شمعون است.
دراين بخش از سخن امام، به تعلق غدير به برخى از انبيا واوصيا چون ادريس، شيث، يوشع و شمعون اشاره شده است. در خصوصادريس، قرآن وى را پيامبر معرفى مىكند:(واذكرفى الكتاب ادريسانه كان صديقا نبيا); در اين كتاب از ادريس ياد آر كه اوپيامبرى صديق است.
شيثبنا به نقل تاريخ، وصى حضرت آدم(ع)بوده، يوشع جانشينحضرت موسى(ع)و شمعون جانشين حضرت عيسى(ع).
امام صادق(ع)در روايتى روز غدير را متعلق به آدم(پذيرشتوبه)، ابراهيم (نجات از آتش)، هارون(جانشينى حضرت موسى)وعيسى:(عروج يا...)مىداند.
گويا روز غدير يادآور نقاط حساس نبوت انبيا و وصايت آنهااست. از اين رو، پيامبر اسلام(ص)نيز در اين روز به معرفىعلى(ع)مبادرت فرمود.
روز آسايش و آسودگى
«هذا يوم الامن و المامون.»
قبل از واقعه غدير، نگرانيهايى درباره آينده اسلام وجود داشتو حتى پيامبر(ص) نيز اين نگرانى را ابراز مىكرد; براى نمونه،درحديث ثقلين و خطبه حجهالوداع فرمود: «فانظروا كيف تخلفونىفى الثقلين» ; تامل كنيد كه چگونه پس از من با ثقلين(قرآن وعترت)برخورد مىكنيد؟
اما پس از جريان غدير اين نگرانى به شادى مبدل مىشود: «اللهاكبر على اكمال الدين و اتمام النعمه و رضى الرب برسالتىوالولايه لعلى من بعدى.»
خدا بزرگ است. همان خدايى كه آيين خود را كامل و نعمتخود رابر ما تمام كرد و از نبوت و رسالت و ولايت على راضى و خشنودگشت.
على(ع)نيز در همين خطبه فرمود:
«واقر عين نبيه و المومنين و التابعين.»
چشم پيامبر و مومنان و پيروان را روشن كرد.
افزون بر اين، در همان روز آسايش و امنيت پيامبر را تضمينكرد و فرمود: «والله يعصمك من الناس»
على(ع)نيز فرمود: «وضمن له عصمته منهم»
پس از اين جهت نيز غدير روز آسودگى است.
روز گنج پنهان
«هذا يوم اظهار المصون من المكنون.»
غدير روزى است كه آنچه در پنهان نگهدارى مىشد(ولايت)، آشكارگرديد.
تعبير «المصون من المكنون» بيانگر آن است كه حادثه غدير يكبرنامه آنى نبوده، پيش از فرا رسيدن اين برهه از زمان، درمكنون(صندوق علم الهى)محفوظ بوده است. خداوند آن را بر پيامبرشنازل و در سينه وى به وديعت نهاد. اين امر نهانى سرانجامدرغدير آشكار شد.
روز آشكار شدن رازها
«هذا يوم ابلاء السرائر.»
امروز، روز فاش شدن رازهاست.
اين كلمات تعبير ديگرى از همان چيزى است كه قبلا بيان شدهبود. در حقيقت امام باتوجه به اهميت اين اعلان و اعلام، آن را بهچند گونه بيان كرده است: يك بار فرمود: «يوم الايضاح» ; بارديگر فرمود: «يوم ابدى خفاياء لصدور» ; درمرتبه سوم گفت: «اظهار المصون» ، و بالاخره در آخر بيان داشت كه: «ابلاءالسرائر» روزى كه اسرار درون اعم از كفر و ايمان، بغض و حب،شر و خير، ريا و اخلاص و... آشكار شد.
اين تعيبر نيز برگرفته از وصف قيامت در قرآن است كهفرمود:(يوم تبلى السرائر)
در آن روز(قيامت)اسرار آشكار مىشود.
تشبيه روز غدير با روز قيامت، مىتواند نشان دهنده اين باشدكه غدير نيز چون قيامت اعلان پايان يك دوره و آغاز دورهاىديگراست. پايان دورهاى از ارشاد(نبوت) و آغاز دورهاىديگر(امامت).
منابع:
خطابه غدیر
سایت سبطین
سایت راسخون
سایت تبیان
قرآن کریم
الغدیر-علامه امینی
هجدهم ذی الحجه هر سال یادآور واقعه ای مهم و نقطه عطفی در تاریخ اسلام است که شیعیان از آن به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی یعنی « عید غدیر » یاد می کنند. در این روز شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام ) به جشن و شادی و سرور می پردازند و این روز عظیم را به یکدیگر شادباش می گویند.
موضوع حادثه مهم و تاریخی غدیرخم از زمانهای دور همواره از مباحث اصلی و اساسی تاریخ اسلام بوده که این امر ناشی از سرنوشت ساز بودن این واقعه عظیم در مسئله امامت و خلافت حکایت دارد.
جانشینی پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقطه اصلی اختلاف بین دو طایفه عمده مسلمانان بعد از رحلت رسول خدا بوده است . شیعیان معتقدند جانشینی پیامبر یک امر الهی است و هیچگاه این مهم به امت اسلامی واگذار نشده است . از سویی دیگر اهل سنت معتقدند که تعیین جانشینی پیامبر امری الهی نبوده و بعد از رحلت پیامبر اسلام به امت او محول گردیده است . با این مقدمه به بررسی دلایل شیعیان جهت گرامیداشت روز غدیر می پردازیم :
۱) شیعیان از آن رو روز غدیرخم را عظیم و بزرگ می شمارند چون اعتقاد دارند این واقعه مهم بیانگر حقیقتی است که هیچگاه از متن اسلام جداشدنی نیست و آن مسئله امامت و ولایت است . به عقیده شیعه این مسئله صرفا واقعه تاریخی نیست بلکه یکی از پایه های مهم دین مبین اسلام بوده و سرنوشت دین و دنیای مسلمین به آن بستگی دارد. مگر نه اینست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در آن روز عظیم بنا به فرمان و تاکید پروردگار حضرت علی (علیه السلام ) را بعنوان جانشین خود و امام مسلمین بعد از خویش معرفی کرد و فرمود : این علی بن ابیطالب برادر وصی و جانشین من و امام بعد از من است . (۱ ) قطعیت واقعه غدیر چه در متون روایی اهل سنت و چه شیعیان کمتر از قطعیت بعثت رسول خدا نیست و مدارک آن در جای جای کتب تاریخی این دو فرقه بزرگ اسلامی به وفور یافت می شود. حال که چنین است مگر پیامبر در آن روز شخصیتی را از طرف پروردگار تعیین نکرد و اطاعتش را بر عرب و عجم کوچک و بزرگ سفید و سیاه واجب نکرد فرمان او را نافذ و مخالفانش را آمرزیده نخواند مگر در آن روز او را پس از خود برترین مردم از زن و مرد معرفی نفرمود (۲ ) اگر اینطور است پس آیا تلاش برای شناخت امام علی (ع ) و شناساندن آن حضرت به دیگران چیزی جز کمک کردن به پایه های اساسی اعتقادی مسلمانان می تواند باشد اکنون که اعتقاد داریم امام علی (علیه السلام ) جانشین بلافصل پیغمبر و منصوب از طرف خداوند است آیا نباید آن روز را بزرگ بداریم همچنانکه روز بعثت رسول خدا را بزرگ میداریم .
۲) در بزرگداشت حادثه غدیر احادیث زیادی از معصومین (علیهم السلام ) نقل شده است . برای نمونه به قسمتی از خطبه غدیریه حضرت علی (علیه السلام ) اشاره می شود. آن حضرت در رابطه با این روز تاریخی اسلام فرمود : « رحمت خدا بر شما باد. پس از پایان این تجمع به خانه ها برگردید و به خانواده های خود وسعت و گشایش دهید. به برادران خود نیکی کنید و خداوند را بر نعمتی که ارزانی کرده است سپاس گویید. از نعمت الهی به یکدیگر هدیه دهید آنگونه که خداوند بر شما منت نهاده و پاداش آن را در این روز چندین برابر عیدهای گذشته و آینده قرار داده است . نیکی در این روز ثروت را می افزاید و عمر را طولانی می کند ابراز عاطفه و محبت به هم در این روز موجب لطف خدا می شود. تا می توانید در این روز خرج خانواده و برادرانتان کنید و در برخوردها و ملاقات ها شادمانی و سرور نمائید . (۳ )
۳) شیعه به ماجرای غدیر تنها به دیده واگذاری خلافت و به عنوان یک مسئله تاریخی نمی نگرد بلکه به نص صریح قرآن اسلام را بدون ولایت ائمه (علیهم السلام ) دینی ناقص می داند. آیه اکمال نشان می دهد همان طور که در قیامت تنها دین اسلام از آدمیان پذیرفته می شود اسلام کسانی نیز که ولایت حضرت علی (ع ) را قبول ندارند کامل ندانسته و لذا مورد پذیرش و رضای پروردگار نخواهد بود. شیعه امامت را هرگز به زمامداری محدود نمی داند بلکه لازمه امامت پذیرش مقام علمی اهل بیت (علیهم السلام ) به عنوان تنها آگاه به علوم قرآن و سنت نبوی است . چرا که فقط آنانند که قرآن و سنت را بی کم و کاست می شناسند و به درستی به دیگران یاد می دهند. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) در تفسیر آیه « واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا » سوره عمران فرمود : ریسمان خدا که باید به آن تمسک بجوئید علی و اهل بیت اویند . (۴ ) و در جای دیگر نیز حضرت علی (علیه السلام ) خدمت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) عرض کرد : ای رسول خدا فرقه نجات یابنده کدام است پیامبر فرمودند : آنهایی که روش تو و یاران تو را دارند و به آن تمسک می جویند . (۵ )
۴) رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) پس از بیان خطبه خود و انتصاب حضرت علی (علیه السلام ) به جانشینی خویش فرمودند : « این سخن را باید حاضران در این مکان به دیگر افرادی که در این جان نیستند برسانند. » بدون تردید موضوع امامت حضرت علی (علیه السلام ) به طوری جدی از اهمیت بالایی نزد پیغمبر برخوردار بوده است به گونه ای که حاضر نبودن در آن روز و در آن مکان خاص عذری برای ندانستن و نپذیرفتن سخنان رسول خدا نیست . این پیام همه مسلمانان را در برمی گیرد و مرز زمان را در می نوردد همانگونه که امروزه ما نیز مخاطب عبارات آن حضرت می باشیم .
روش و مشی همه ائمه هدی (علیهم السلام ) هموار به امر خطیر امامت و ابلاغ حاضران به غایبان اشاره دارد. برای نمونه خود حضرت امیرالمومنین (علیه السلام ) در موارد مختلف به این وظیفه عمل کرده اند. از جمله در مسیر شام هنگامی که ایشان عازم صفین بودند خطبه ای بیان فرمودند و ضمن اشاره به رخداد غدیر فرمودند : « مگر نمیدانید که بیعت با من هم بر شاهدان و هم بر غایبین واجب و لازم شده است . » (۶ )
۵) رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) در ضمن خطبه مهم غدیر به امامت دوازده امام بعد از خود پرداخته و آنرا به مردم رسما وعلنا اعلام کرده است . در این روز عظیم تاریخی پیامبر عظیم الشان اسلام جانشینی امامان را از سوی خدا و رسول در حلال و حرام و در جمیع علوم اعلام فرموده و سپس نتیجه گرفتند که هرکس در این امر شک کند مورد غضب الهی است . (۷ )
برخی سخنان پیامبر در مورد دوازده امام معصوم (علیهم السلام ) که در روز غدیر فرمودند به شرح زیر است :
▪ من صراط مستقیم خداوندم که خداوند شما را به پیروی از آن فرمان داده است و بعد از من علی و سپس فرزندانم از نسل اویند هم آنان که امامان هدایت کننده به سوی حقند.
▪ امامت در نسل من از فرزندان علی است تا روز قیامت که خدا و رسولش را ملاقات می کنید .
▪ قرآن به شما می گوید که امامان بعد از علی فرزندان او هستند و من هم به شما معرفی کردم که امامان از نسل من و او هستند.
۶) یکی از مباحث و موارد بسیار مهمی که پیامبر گرامی در خطبه خویش در غدیرخم به آن پرداختند موضوع ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در آخر الزمان است و این در حالی است که آن خطبه حدود ۲۵۰ سال قبل از تولد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ایراد گردیده است . این مسئله نشان از اهمیت موضوع مهدویت و ضرورت اعتقاد به آن در دین اسلام دارد.
پیامبر در آن خطبه فرمودند : نور از طرف خداوند در من و سپس در علی و نسل او تا مهدی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) قرار داده شده است و مهدی حق خداوند را و هر حقی را که برای ماست خواهد گرفت و خاتم امامان مهدی قائم از ماست .
۷) تاریخ گواه است معاویه که حکومت شام را در اختیار داشت می دانست که حضرت علی (علیه السلام ) میدان را برای حیف و میل بیت المال مسلمانان را به وی نخواهد داد و از سویی تابعیت از مولا را نیز نمی پذیرفت . و به ناچار بنای مخالفت با حضرت را در پیش گرفت . معاویه در سب و ناسزاگویی حضرت علی (علیه السلام ) اصرار می ورزید و تا زنده بود از آن دست برنداشت . او با تطمیع پاره ایی از راویان و صحابه های معلوم الحال احادیثی به نام حضرت رسول خدا بر ضد حضرت علی (علیه السلام ) جعل کرد و صریحا اعلام کرد که به خدا سوگند دست از این کار برنمی دارم تا کودکان با این عادت بزرگ و بزرگان با آن پیر شوند تا آنجایی که او را به نیکی یاد نکند. این عمل آنچنان رایج شد که در کلیه ممالک اسلامی در خطبه های نمازجمعه و منابر و در تعقیب نمازهای جماعت حضرت علی (علیه السلام ) را سب و لعن می کردند.
زمخشری در ربیع الابرار می نویسد که در روزگار بنی امیه بیش از هفتاد هزار منبر بوده که در روی آن به امیرالمومنین علی (علیه السلام ) لعن می شد. این عمل تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز ادامه داشت . بی سبب نیست هنگامیکه حضرت امیرالمومنین را در محراب عبادت به شهادت رساندند برخی می گفتند آیا حضرت نماز نیز می خوانده است .
این اوج مظلومیت انسانی وارسته و امامی منصوب از طرف خداوند است . در مقابل این همه ستم و ظلم که نسبت به امام معصوم و جانشین پیغمبر شده است آیا شیعیان و پیروان آن حضرت حق ندارد برای جبران بخشی از آن ستم ها و مظلومیت ها به حادثه غدیر نظر ویژه داشته باشند
۸) از منظر شیعه پرداختن به غدیر و حضرت علی (علیه السلام ) صرفا پرداختن به یک واقعه تاریخی و یک شخص نیست . بلکه مهمتر از آن معرفی یک الگوی حکومتی کامل و بی نقص به بشریت در تمام دنیاست و معرفی شخصیتی است که بقول جرج جرداق مسیحی کشتن او خیانت به تمام بشریت بوده است . او می گوید; ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و شخصیتی مانند علی را با آن عقل و قلب و زبان و شمشیر نمودار می کردی یا بقول دکتر تیجانی اگر برای علی میسر شده بود که سی سال طبق سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) بر مردم حکومت کند همانا اسلام امروز جهان را فراگرفته بود و عقیده متین و محکم در قلوب مسلمانان جایگزین شده و فتنه های کوچک و بزرگ رخ نمی داد و نه کربلایی می بود و نه عاشورایی . اگر همانطور حکومت سایر ائمه که پیامبر آنان را به نام وصی خود قرار داده بود ادامه می داشت جز مسلمانان ملتی بر روی زمین وجود نداشت و دنیا نه چنین بود که امروز مشاهده می کنیم و زندگی ما به معنای واقعی اش زندگی انسانی بود.
و جبران خلیل جبران از علمای مسیحیت در این باره می گوید : علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش شد او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود مردم عرب حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آن (ایران ) برخاسته این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص دادند و او را شناختند. مقام و شان او در بصیرت و بینایی مانند پیغمبران بود.
البته جای تاسف دارد که در بزرگداشت این حادثه مهم و روز تاریخی غدیر در بعضی محافل مذهبی و حتی گاهی در رسانه ملی بجای جا انداختن « غدیر » بعنوان یک مدل حکومتی کامل که در صورت اجرای آن سعادت کامل دنیا و آخرت بشریت را تضمین می کند به مراسمی که نتیجه ای جز محدود نمودن شعاع این واقعه و کوچک کردن این حادثه عظیم الهی ندارد اکتفا می گردد.
---------------------------------------------------
۱ ـ خطبه غدیر ـ بحارالانوار ج ۲۷ ص ۲۰۱
۲ ـ خطبه غدیر
۳ ـ مصباح المتهجد ـ ۵۲۴
۴ ـ صواعق المحرقه ـ ۹۳۱
۵ ـ الاصابه فی تمییزالصحابه ج ۲ ص ۱۷۴
۶ ـ بحارالانوار ج ۳۲ ص ۳۸۸
۷ ـ کفایت الطالب ـ ۲۱۴ و حلیه الاولیا ۸۶۱۱ (اهل سنت )
------------------------------
منابع :
1) روزنامه جمهری اسلامی
2) سایت : http://www.aftab.ir
3)سایت راسخون
4)سایت تبیان
5)سایت سبطین
اولاً: در منابع مربوط جستجو شد، از پیامبر اکرم و یا ائمه ـ علیهم السلام ـ و علمای دین چیزی یافت نگردیده که گفته باشد عید غدیر خم، عید سادات است.
اما در همه آن منابع نظیر اقبال الاعمال، ابن طاووس، البلدالامین، کفعمی، مصباح کفعمی، زادالمعاد علامه مجلسی و مانند آن این تعبیرات درباره روز غدیر خم، آمده: (عیداهل بیت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ) (عیدالله الاکبر)، (عیدالاکبر)، (عید ال محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ) اما تعبیر عید السادات در جایی دیده نشده.
ثانیاً: از مرحوم صدوق نقل شده که: امام صادق ـ علیه السلام ـ از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ روایت نموده که فرمود: غدیر خم بهترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند مرا مأمور ساخت تا برادرم علی ـ علیه السلام ـ را به جانشینی خود منصوب کنم.[1] از این گونه روایات که در منابع یاد شده نیز آمده به آسانی معلوم میشود که عید غدیر برای همه امت پیامبر بخصوص شیعیان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است و مخصوص سادات بزرگوار نیست. و قاعدتاً نیز چنین باید باشد چون روز عید غدیر روز ولایت است و روز ولایت برای همه شیعیان عید است و همه باید در آن روز جشن و عید داشته باشند. و آن روز را به همدیگر تبریک بگویند لذا در روایات آمده که مؤمنین روز عید غدیر باید به همدیگر بگویند: «الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابی طالب و اولاده المعصومین»[2]پس این روز عید همه امت اسلامی و همه شیعیان است و مخصوص عده خاص نخواهد بود.
ثالثاً: شاید به همین دلیل که در روایات درباره این که عید غدیر مخصوص عید سادات است چیزی نیامده، در میان شیعیان سایر کشورها غیر از کشور ولایت(ایران شیعی) نیز چنین چیزی در میان شیعیان و سادات وجود ندارد.
رابعا: گرچه این روز بزرگ اختصاص به سادات ندارد. اما به نظر میرسد اینکه شیعیان ایرانی در عید غدیر از سادات محترم تجلیل میکند و به منازل آنان سر میزنند و از آنها عیدی میگیرند و احیاناً به فقرای سادات تحت عنوان عیدی کمکهایی میکنند، سنت حسنه و به طور یقین مثبت است و نکتهای منفی هرگز در آن وجود ندارد. چون در برخی روایات احترام و دل جویی و کمک و صله دادن به سادات بخصوص سادات فقیر و نیازمند سفارش شده است.
پاورقی ها:
[1] . علامه محقق آیهالله سید علی بهبهانی، فروغ هدایت ص 377، با ترجمه علی دوانی نشر قدر
[2] . مفاتیحالجنان اعمال روز عید غدیر
روز غدیر خم هدیه آسمانی خداوند بر امت اسلامی است و برآنان است که با دل و جان از آن نگهداری و محافظت کنند زیرا نگریستن به واقعه غدیر به چشم یک واقعه تاریخی که قرونی بر آن گذشته است خلاف فهم دین و فهم این واقعه است چون این واقعه هر چند یک واقعه تاریخی است اما محتوای آن همانند دعوت به یکتاپرستی، عدالت و... حقایق ابدی است نه حقایق زمانی و لذا اموری از قبیل واقعه غدیر را نباید با واحد زمان سنجید.
از این رو جامعه اسلامی با زنده کردن خاطرات این روز و تفهیم محتوای آن به فرزندان سرزمین های اسلامی بایدکفاره گناه خود را راجع به پوشیده ماندن «غدیر» بپردازند زیرا پوشاندن یا پوشیده ماندن آن در حقیقت بی توجهی به یکی از روشن ترین روزهای انسان و یکی از اساسی ترین اصل اسلام یعنی توحید، نبوت، امامت و معاد به شمار می رود.
و به بیان دیگر بی توجهی به «غدیر» نسیان یکی از سنت های پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و رد کردن عظیم ترین فریاد وحی الهی است که از حلقوم محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ 14 قرن قبل در آن صحرای سوزان بدر آمد.
شرح آنچه در این روز اتفاق افتاده است از حد این مقال بیرون و فقط اکتفاء می شود به بیان مولای متقیان علی ـ علیه السلام ـ که این روز، روز اظهار ولایت او توسط پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می باشد:
امام علی ـ علیه السلام ـ در دوران خلافت خود در یک روزی که دو عید جمعه و عید غدیر مقارن و همزمان شده بود خطبه ایراد کرده است و در آن می فرماید:
«... خدا در رساندن احکام خویش، محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را به جای خود قرار داد زیرا خداوند خود به چشمها دیده نشود و به خاطر در نگنجد و در لایه های پیچیده گمانهای انسان جای نگیرد، خداوند اعتراف به نبوت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را با اعتراف به الهیت خود مقرون ساخت.... آنگاه پس از محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خدا از میان خلق تنی چند را ویژه خویش ساخت (منظور ائمه هدی هستند) تا داعیانی باشند راستین که خلق را به سوی خدا دعوت کنند، از این دسته در هر قرنی و زمانی، کسی هست خدا اینان را در ازل بیافرید، و اینان به صورت انواری، زبان به ستایش خدا گشوده و خدا اینان را حجت های خویش کرد، خدا آنها را به هنگام آفرینش دیگران حاضر داشت و تا آنجا که خود خواست کار را به ایشان بسپرد (یعنی ولایت و امامت و هدایت خلق را به ایشان واگذار کرد). امّا با این همه آنان بندگان خدایند که بدون دستور او لب به سخن نگشایند.
ای جماعت مؤمنان خداوند در این روز برای شما دو عید فراهم کرد جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شرکت کردن در آن فراخواند تا آنچه در روزهای هفته کرده اید تطهیر پذیرد و اصلاح شود... اکنون بدانید که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و هیچ اعتقاد و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت آن کس که خدا او را اولی قرار داده است و در روز غدیر درباره ولایت آن آیت فرستاد و به پیامبرش دستور داد که آن را ابلاغ کند و او را از گزند و بدی گمراهان و منافقان در امان داشت.
بدین سان خدا دین خودش را کامل کرد و این همان واقعه غدیر بود که وعده خداوند در حق صبر کنندگان به وقوع پیوست و پرداخته های فرعون و هامان و قارون و سپاه آنان را تباه و ویران کرد. همانا امروز روز بزرگی است که برهان خدا در آن روشن شد... امروز روز عهد و پیمان، روز گواهی گواهان و امروز روز نص بر شخص است.[1]
در این خطبه علاوه بر مطالبی که بیان شد حضرت امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ از واقعه غدیر به عنوان دو نعمت یاد می کند و می فرماید خدای را برآن شکر گزارید و این یادآوری را تکرار می کند و معلوم است که این همه یادآوری بخاطر محتوا و پیام عید غدیر است نه صرف یک حادثه تاریخی و نه صرف اینکه روز 18 ذی الحجه بعد از این واقعه به عنوان یکی از اعیاد اسلامی به شمار آمده است زیرا روز غدیر پیش از این هم شناخته شده بود. آری به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ در جواب این سئوال که: یابن رسول الله فدایت شوم آیا برای مسلمانان به جز دو عید (فطر و عید قربان) عید دیگری هست؟ فرمود: «عید غدیر و روز نصب علی ـ علیه السلام ـ به ولایت، برتر آن دو عید است».[2]
و باز هم امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: « روز غید غدیر بزرگترین عید خداست و هیچ پیامبری را خدا مبعوث نکرده مگر آنکه حرمت این روز را نگهداشته و آن را عید گرفته است روزی که در آسمان به «عهد معهود» و پیمان شناخته شده و در زمین به میثاق مأخوذ شناخته می شود و خدا آن را این گونه نام نهاده است.
و نیز امام ـ علیه السلام ـ فرموده است روزه روز غدیر معادل روزه تمام عمر دنیاست که اگر کسی به اندازه عمر دنیا عمر کند و تمام آن را روزه بگیرد به اندازه روزه روز غدیر ثواب دارد نه بیشتر و نیز روزه این روز برابر است با صد عمره و حج مقبول.[3] بنابراین در ملکوت آسمان ها روز غدیر به «عهد معهود» مشهور است.
در اعمال این روز در کتب ادعیه و زیارات مطالب سودمند و حیرت انگیز به چشم می خورد این چند برابری اعمال نیست مگر بخاطر اینکه عید غدیر پیام آسمانی و انسانی دارد که اگر کسی موفق به درک عمق این پیام شد و عقدالقلب و باور قلبی نه لسانی برایش حاصل شد و آنگاه آنچه را لازمه این روز مبارک است انجام داد، ان شاءالله از جمله متمسکین به ولایت علی ـ علیه السلام ـ به شمار خواهد آمد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج2.
2ـ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج3، باب 7، ص143.
پاورقی ها:
[1]. هادی، کاشف الغطاء، مستدرک نهج البلاغه، بیروت، مکتبة الاندلس،بی تا، ص81.
[2]. حکیمی، محمد رضا، حماسه غدیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بی تا، ص44 و کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص303.
[3]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، موسسه الوفاء، دوم، 1403ق، ج95، ص203 و 321؛ شیخ مفید، محمد، مقنعه، جامعه مدرسین، قم، 1410ق.، ص203؛ وسائل، ج8، ص89.
فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِی رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِیهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُم...
...وخدا لعنت كند بر امتی كه شما را از مقام و مرتبه خود منع كردند و رتبه ای كه خدا مخصوص شما گردانیده بود از شما گرفتند و خدا لعنت كند امتی كه شما را مقتول ساخت...
در این فراز از زیارت قدسی عاشورا، خطِ سیر انحرافاتی كه به شهادت امام حسین علیه السلام و یارانشان انجامید، به وضوح نشان داده می شود.
ابتدا ایشان را از مقام و رتبه خود دور كردند و سپس رتبه ای كه خدا به ایشان داده بود گرفته و در نهایت امام حسین علیه السلام را شهادت كردند.
در واقع امتی كه امام علیه السلام را از مقام خود دور كردند و مقامی را كه خدا به ایشان داده بود گرفتند و ایشان را به شهادت رساندند، در یك ردیف مورد غضب خدا قرار می گیرند. به این معنی كه غصب مقامات خدادادی آن حضرت، مانند شهید كردن ایشان است. اما به راستی این مقام و رتبه چه بوده است؟
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم بعد از اعلام ماموریت خود از جانب خداوند متعال برای رساندن آن چه كه مورد علی علیه السلام از سوی خدا نازل شده است، در معرفی آن حضرت به حدود 200 مورد از فضایل ایشان اشاره فرمودند، كه برای نمونه به پاره ای از آن ها اشاره می كنیم:
جایگاه او نسبت به من همانند جایگاه هارون است نسبت به موسی به جز این كه بعد از من پیامبری نخواهد بود.
خداوند او را برای شما، صاحب اختیار و امام قرار داده است.
روا نیست مگر آنچه خدا و رسول او و امامان روا دارند و ناروا نیست مگر آنچه آنان ناروا دارند.
او نخستین، مؤمن به خدا و رسول اوست و كسی در ایمان از او سبقت نجسته است.
خداوند هرگز توبه منكر او را نپذیرد.
شك و ناباوری در امامت یكی از امامان مانند شك و ناباوری در امامت تمامی آنان است و هر آینه جایگاه ناباوران در آتش است.
و این چنین رسول گرامی اسلام در آخرین حج خود به معرفی مقامات امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه معصومین علیه السلام می پردازند. اما زمان را برای گفتن تمامی فضایل امیر المؤمنین علیه السلام كافی نمی دانند و می فرمایند:
هان مردمان! هر آینه برتری های علی بن ابیطالب علیه السلام نزد خداوند _كه در قرآن نازل فرموده_ بیش از آن است كه من به یكباره بر شمارم.
و اما منافقان كوردل كه خود واقف به مراتب ایشان بودند؛ از همان ساعات پایانی عمر رسول خدا صلی الله علیه وآله در شكستن شخصیت و پایین آوردن فضایل ایشان تلاش كردند. تا جایی كه وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله در خواست قلم و دوات برای نوشتن وصیت كردند؛ ایشان را به گفتن هذیان متهم كردند.
و كار را به جایی رساندند كه وقتی امیرمؤمنان در محراب نماز به شهادت رسیدند با تعجب پرسیدند مگر علی نماز هم می خوانده! كریم اهل بیت را در خانه مسموم كردند و به قصد عبادت به خیمه های آل محمد صلی الله علیه وآله حمله كردند و سر از بدن سبط نبی اكرم جدا كردند و در شام، كاروان اسرای آل محمد صلی الله علیه وآله را خارجی خواندند. آری در این شرایط بود كه امام حسین علیه السلام دست به قیام زدند و در وصیت نامه خود كه به محمد بن حنیفه چنین فرمودند:
...به درستی كه حسین شهادت می دهد كه خدا یكی است و محمد صلی الله علیه وآله بنده و رسول اوست...
در اول وصیت نامه اش گونه بیان اعتقادات می كند تا بعد از شهادتش نگویند حسین بن علی خارجی بوده و در ادامه همان وصیت نامه می فرمایند:
...من از روی سركشی و سرمستی قیام نكردم، من خروج كردم تا در امت جدم اصلاح كنم، من می خواهم به سیره جدم و پدرم علی علیه السلام عمل كنم، من می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم. اگر از من قبول كردند كه كردند و اگر نپذیرفتند، آنان را به خدا واگذار می كنم كه بهترین داوران است...
و چه امر به معروف و نهی از منكری بالاتر از معرفی مراتب امیر المؤمنین علیه السلام و ائمه علیهم السلام؛ همانطور كه پیامبر صلی الله علیه وآله در خطبه ی غدیر فرمودند: امر به معروف كنید و از منكر باز دارید و بدانید كه ریشه امر به معروف این است كه به گفته من[درباره امامت] برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه كنید و آنان را از مخالفت با سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است.
پیامبر صلی الله علیه وآله در پایان خطبه ی غدیر، خداوند را گواه می گیرند در رساندن پیام او به مردم و هشدار می دهند كه:
اگر مردم از جانشینان او از نسل علی علیه السلام تا برپایی قیامت پیروی نكنند، كردارهایشان بیهوده خواهد بود و در آتش ابدی خواهند بود، به گونه ای كه از غذاب شان كاسته نشود. سپس رسول خدا از مردم در باره علی امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان از نسل خود و او و حسن و حسین و آنان كه خداوند پس از ایشان بر پا كرده است بیعت می گیرند؛ بیعتی از دل و جان با تمام اعضا و جوارح و خداوند را نیز بر آن بیعت، شاهد و گواه می گیرند.
و اما امروز با تفكر و دقت در واقعه غدیر، می یابیم كه: اگر آن روز عهد غدیر را نشكسته بودند، هرگز نمی توانستند درِ خانه ی امیر المومنین علیه السلام را آتش بزنند و پهلوی ناموس الهی، بانویِ دو عالم، حضرتِ فاطمه زهرا سلام الله علیها را بشكنند و ایشان را در اوج جوانی به شهادت برسانند. اگر پیمان غدیر را نقض نكرده بودند كجا می توانستند 25 سال امیر المؤمنین علیه السلام را خانه نشین كنند. آری! اگر عهد غدیر را زیر پا نمی گذاشتند، چگونه می توانستند امام حسن مجتبی، سبط اكبر و آقای جوانان بهشت را در خانه آن حضرت به شهادت برسانند و اگر در غدیر توطئه نمی كردند و پیمان ها و بیعت های خود را به فراموشی نمی سپردند، چگونه می توانستند واقعه تلخ و دردناك و فاجعه غم انگیز كربلا را رقم بزنند.
و اکنون در زمان غیبت حرمانمان از دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه بایسته است که فرمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله را گردن نهاده که فرمود:
فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ
پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و فرزندداران به فرزندان تا برپایى رستاخیز ابلاغ کنند.
و جهانیان را با خطابه ی غدیر و سند حقانیت امیر مؤمنان و دکترین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آشنا کنیم تا رویکرد کامل اسلام شناسی به ویژه معرفی امام عصرعجل الله تعالی فرجه را ابلاغ نماییم.
منابع :
سایت تبیان
سایت خطابه غدیر
سایت راسخون
کتاب الغدیر
کتاب بر کرانه غدیر













